محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

97

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و امّا قواى مدركه : نيز بر دو قسم است : يكى « مدركهء ظاهرِ خارج از دماغ » . دوم ، « مدركهء داخل دماغ » . مراد از مدركه [ در ] اين‌جا ، مدركهء صور جزئيات است ، نه كلّيات ؛ زيرا كه مدركِ كليات نفس ناطقه است . [ قواى نفسانيه مدركِ ظاهر ] : امّا « مدركهء ظاهره » كه افعال آن‌ها مقدم بر افعال مدركهء باطنه است ، پنج قوّه‌اند كه به منزلهء جواسيس‌اند كه مىرسانند مدركات خود را به حواسّ باطنى « 1 » ، يعنى فى الحقيقة ، آن‌ها خود « 2 » مدرك نيستند بلكه مدرك آن‌ها حسّ مشترك است از حواسّ باطنه . و هر يك از آن‌ها را يك ادراك خاصّ است كه مختصّ بدانند و ادراكِ مُدركى ديگر نمىتوانند نمود ؛ به حكم « و ما منّا الّا لهُ مقامٌ معلوم » « 3 » و نه ادراك دو امر ؛ مانند آن كه بصر ، مختصّ به ادراك مبصرات از انوار و اضواء و الوان و اشكال است [ و ] ادراك مسموعات و اصوات نمىتواند نمود . و همچنين بواقى . و نيز ، هر يك مشروط به حضور مادّهء مدركه است كه اجسام و جسمانيات‌اند نزد مدرك ، كه بدون حضور و شهود آن‌ها ادراك نمىتوانند نمود . [ قوهء بصر ] : و اوّل از مدركات خمسهء ظاهريه ، « قوّهء بصر » است كه مُوَدَّع در رطوبت جليديه « 4 »

--> ( 1 ) . الف : باطنه . ( 2 ) . الف : خودها . ( 3 ) . سورهء صافّات ، آيه 164 . ( 4 ) . الف : جلديه .